فرزند کمتر زندگی بهتر
مکانهایی روی کره زمین هستند که شما در آنجا خود را بسیار حقیر میپندارید. این مکان ها آنقدر وسیع اند که اگر از بالا عکسی از خود بگیرید مانند نقطهای کوچک به نظر می رسید…
جواب کينه را با گذشت،
جواب بي مهري را با محبت،
جواب ترس را با جرأت،
جواب دروغ را با راستي،
جواب دشمني را با دوستي،
جواب زشتي را به زيبايي،
جواب توهم را به روشني،
جواب خشم را به صبوري،
جواب سرد را به گرمي،
جواب نامردي را با مردانگي،
جواب همدلي را با رازداري،
جواب پشتکار را با تشويق،
جواب اعتماد را بي ريا،
جواب بي تفاوت را با التفات،
جواب يکرنگي را با اطمينان،
جواب مسئوليت را با وجدان،
جواب حسادت را با اغماض،
جواب خواهش را بي غرور،
جواب دورنگي را با خلوص،
جواب بي ادب را با سکوت،
جواب نگاه مهربان را با لبخند،
جواب لبخند را با خنده،
جواب دلمرده را با اميد،
جواب منتظر را با نويد،
جواب گناه را با بخشش،
و جواب عشق چيست جز عشق؟
هيچ وقت هيچ چيز و هيچ کس را بي جواب نگذار، مطمئن باش هر جوابي بدهي ،يک روزي ، يک جوري ، يک جايي به تو باز مي گردد
«ویلارد ویگان» را خالق کوچکترین مجسمههای جهان مینامند. او مجسمهاش را داخل سوراخ یک سوزن خیاطی ساخته است! و برای ساختن مجسمه اباما و خانوادهاش واقعا سختی کشیده است! او برای خلق یک اثر معمولا…
کاش کودک بودم تا بزرگترين شيطنت زندگي ام نقاشي روي ديوار بود ،
اي کاش کودک بودم تا از ته دل مي خنديدم نه اينکه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم ،
اي کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه همه چيز را فراموش مي کردم

اگر بتوانم در قلب یک انسان، گوشهای تازه را به او بنمایانم، بیهوده نزیستهام. موضوع خود زندگی است، نه شعف یا درد یا شادی یا ناشادی. نفرت به همان اندازه دوست داشتن خوب است،
یک دشمن میتواند به خوبی یک دوست باشد. برای خود زندگی کن. زندگیات را بزی. سپس به راستی دوست انسان خواهی شد.
من نیازمند آنم که بگذارم چیزهایی که باید، رخ بدهند، پس باید برای حوادث غیر مترقبه آماده بود. برای من هر روزی که میگذرد تفاوت دارد، و وقتی هشتاد سالم بشود، همچنان منتظر تجربههایی خواهم بود که درون و بیرونم را دگرگون کند.
وقتی پیری فرا میرسد، دیگر به کارهایی که کردهام نخواهم اندیشید، دیگر گذشته است. میخواهم از هر لحظه زندگی که برایم باقی مانده، استفاده کنم.
شما تو این سایت میتوانید ۱تست هوش برای خودتان داشته باشید
1- خدا نگران بود که آدم در باغ عدن گم بشه چون اهل پرسیدن آدرس نبود.
2 -خدا میدونست یه روزی آدم نیاز داره یک کسی کنترل تلویزیون رو بهش بده.-10 خدا به آدم نگاه كرد و گفت : من بهتر از این هم می تونم خلق كنم....
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست، بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است.
عمیق ترین درد زندگی مردن است ، در زمانی که یگانه داستان عاشقانه زندگیت بر باد رفته است ....
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست ، بلکه فراموش کردن زیبایی یک لبخند است ...
عمیق ترین درد زندگی مردن است ، در حالی که قلبی عاشق انتظار نگاهت را میکشد ...
و حالا
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست ، بلکه خواستن و نتوانستن است...
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست ، بلکه نتوان گفتن است ...
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست ،بلکه بودن در نهایت نبودن است ...
آری عمیق ترین درد زندگی اینست که ببینی ، بخواهی ، بتوانی اما ... نتوانی بگویی....

1-روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه ازخواب بپرن 2-سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تاجلويي ها زود تر راه بيفتند 3-وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلندبه اطلاع همه برسونين 4-وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد ازجواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين 5-کرايه تاکسي رو بعد ازپياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد 6-همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين
7-جدول نيمه تموم دوستتونرو حل کنين
14-وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين 15-موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيشداشتين رو با آب و تاب تعريف کنين 16. ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون بهکار ببرين 17. بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشوباز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين 18. شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين 19. اگر سر دوستتون طاسه مرتب ازآرايشگرتون تعريف کنين 20. وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرونخريده و سرش کلاه رفته 21. صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين 22. روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين 23. وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدتطولاني مي بينين بگين چقدر پير شده 24. وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنهبلافاصله بگين خيلي قديمي بود 25. چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهشيادآوري کنين 26. بادکنک بچه ها رو بترکونين 27. مرتب اشتباه لغويو گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين 28. وقتي دوستتونموهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد 29. بچه جيغجيغوي خودتون رو به سينما ببرين 30. کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو تويماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! 31. ايميل هايفورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين 32. توي كنسرتهاي موسيقيبزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين 33. هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويدهشده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره 34. حبه قند نيمهجويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين 35. نصف شبها با صداي بلند تويخواب حرف بزنين 36. دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوتكنين 37. عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين 38. پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجهدر جهات مختلف بچرخونين 39. با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفنپيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين 40. شيشه هاي سس گوجهفرنگي و سس فلفل رو عوض كنين 41. موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونهشاخ بذارين 42. توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهانبسته بذارين 43. شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين وداستان خاله سوسكه رو تعريف كنين 44. توي روزهاي باروني با ماشينتون باسرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين 45. توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانكچوب كبريت فرو كنين 46. جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها روعوض كنين 47. يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين 48. توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه 49. چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين 50. ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتونكه ازش گرفتين زيراكس كنين، قاطي پاتي بذارينو بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين
|
وی میگوید به نظر میرسد که طرح وی موفقیتآمیز بوده چون بسیاری از مردم برای تماشای مراسم جشن زوج جوان که با … داماد چینی برای صرفهجویی در هزینه جشن ازدواج، از یک دستگاه لودر به عنوان ماشین عروس استفاده کرد.
شانگ زونگ کیانگ داماد ۳۵ ساله چینی که کارمند یک شرکت خودروهای سنگین است، عروس خود را متقاعد کرد که با طرح وی موافقت کند.
وی میگوید به نظر میرسد که طرح وی موفقیتآمیز بوده چون بسیاری از مردم برای تماشای مراسم جشن زوج جوان که با ماشین عروس عجیب خود توجه دیگران را جلب میکردند، جمع شده بودند.
یی یوزی، عروس ۲۶ ساله چینی نیز درباره جشن ازدواج خود میگوید: ابتدا با این طرح مخالف بودم اما بالاخره شوهرم مرا قانع کرد که با این شیوه، جشن ازدواجمان استثنایی خواهد شد. البته در طول مراسم خودم هم از این کار به هیجان آمدم برایم بسیار جالب بود.
من آرزویی ندارم . آرزوی من آرزوی دیگرانه . آرزوی من خوشحالیه دیگرانه . آرزوی من فدا شدن برای دیگرانه . من حاضرم فنا بشم حاضرم هیچ بشم . حاضرم برای دیگران گریه کنم برای دیگران بغض کنم . حاضرم نیست بشم . حاضرم بمیرم اگه دیگران احساس کنن زیادی ام . حاضرم برم اگر دیگران فکر کنن مزاحمم . حاضرم غمگین باشم تا دیگران شاد باشن . حاضرم سکوت کنم تا دیگران حرف بزنن . حاضرم سر تا پا گوش باشم . حاضرم چشمامو ببندم تا کسی چشمامو نبینه .
من دستانم را مشت میکنم تا کسی نتونه دستامو بگیره . من دستامو باز میکنم تا بتونم دستای دیگرانو بگیرم . دستام دیگه جون نداره . دستام میلرزه . دیگه دستام سیاهه . دیگه دستام سفید نیست . فکر کنم قلبمم سیاهه . سیاه سیاه .
اونقدر تاریکه تاریکم که باورش برای خودمم سخته .
تا به خودم نگاه میکنم . یاد بچگیام میفتم یاد اون روزایی که دیتام سفید بود . سفید سفید ...
بعنی میشه بازم سفید بشم؟ بازم نگاهم زلال بشه ؟ دستام نلرزه ؟