معرفی فروشگاه من

از فروشگاه آفات و بیماری های گیاهی گلشید دیدن کنید.

http://plantpathologyshop.blogfa.com/

یک جمله متفاوت

  1. تو در جهان تصادفی نیستی.
    هستی به تو نیاز دارد.
    بدون تو چیزی در جهان کم خواهد بود و هیچکس نمی تواند جای آن را پر کند.
    این همان چیزی است که به تو عزت و عظمت می بخشد. اینکه کل هستی، تو را کم خواهد داشت.
    ماه و خورشید و ستارگان، درختان، زمین و پرندگان، هر چیزی در کائنات حس خواهد کرد که جایی خالی وجود دارد که جز تو هیچ کس نمی تواند آن را پر کند.
    "اشو"

تقدیم به حسن آقا ، شوهر خاله عزیزم


  1. (( آفتاب ... ))


    fq48iaa36vsubez1126e.jpg

    تو همان ترنّم آرامی

    که بی صدا می آیی

    مثل خورشید ؛
     
    آفتابگردان به دنبالت .

    سوی تو می آیم

    برای طلوع !

    برای باور انسانیت .

    حضور تو

    طلوع زندگیست

    برای ما .

    شاعر : نگار رضازاده (مه.ر)

دسر بستني و ژله

سلام .

نظرتون درباره دسری که امروز درست کردم چیه؟؟؟؟

37193660478056600380.jpg

دستورش رو توی وبلاگ آشپزیم ( هنر خانه داری ) گذاشتم.توی پیوندهای روزانه هست.

ما را به خیر تو امید نیست....

 گرگی که استخوانی در گلویش گیر کرده بود بدنبال کسی میگشت که آنرا در آورد. در این هنگام به لک لکی رسید و از او خواست تا دربرابر مزد او را از این عذاب نجات دهد لک لک سرش را در دهان گرگ کرد استخوان را در اورد و طلب پاداش کرد. گرگ به او گفت: ای دوست نادان من اینکه سرت را سالم ازدهان من بیرون آوردی برایت کافی نیست

وقتی کسی به فرد نادرستی خدمت میکند تنها انتظاری که میتواند داشته باشد این است که گزندی از او نبیند...!!! 

پرده کعبه...

روی پرده خانه کعبه این آیه از قرآن حک شده:

http://dl.mahmoudvand.ir/ax/kaabe.jpg

 
نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ
بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم
 
و من هنوز و همیشه به این آیه دلخوشم

لبخند 200 تومنی...

این مطلب رو الان خووندم. خوشم اومد ازش... بعضی وقتها می شه حرفهایی زد که در عین سادگی تاثیر گذار باشند.... البته داستان طولانیتر بود ولی من قسمت آخرش رو انتخاب کردم...

............ ﻣﯽﺭﻭﻡ ﺭﻭﺑﺮﻭﯼ ﺁﻗﺎﯼ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩﺀ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺷﻠﻮﻏﯽ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻏﺬﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ
ﺍﺿﺎﻓﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻣﯽﺷﻮﺩ ٧٢٠٠ ﺗﻮﻣﺎﻥ. ﯾﮏ ١٠ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﺎﻗﯽﭘﻮﻟﻢ ﻣﯽﺷﻮﻡ. ٣٠٠٠ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺑﺮ ﻣﯽﮔﺮﺩﺍﻧﺪ. ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ ٢٠٠ ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ. ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﺀ ٢٠٠ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ!ﺧﻨﺪﻩﺍﻡ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ . ﺧﻨﺪﻩﺍﺵ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ: " ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷﺪ. ﺣﺎﻻ ﻣﻦ ١٠٠ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﻡ "! ﺗﺸﮑﺮ ﻭﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﻣﻮﻗﻊ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺩﺳﺖ ﻣﯽﺩﻫﻢ.


ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ، ﺁﺩﻡﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﻮز لبخند زدن زیبا و لبخند گرفتن ارزشمند است....

!

دیشب...

دیشب با خدا دعوایم شد...

با هم قهر کردیم ، فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد...

چند قطره اشک ریختم و خوابم برد...صبح که بیدار شدم...


مادرم گفت:


نمیدانی از دیشب تا صبح چه " بارانی " می آمد!!!